جمعه، تیر ۰۹، ۱۳۸۵

smALL talk

راننده: اصولا همه انگیزه های بشر مادی هستن
...مسافر: نمیشه اینجوری هم جمع بندی کرد مثلا
.
.
چهار راه شهر بازی
.
.
...مسافر: خوب اگه بخوایم همه چیزو اینطوری بررسی کنیم که
.
.
پارک وی
.
راننده: ببین من 30 تا کشور دنیا زو دیدم. اصولا وقتی آدم زیاد سفر میره دیدش نسبت به خیلی چیزا عوض میشه
راننده: بهترین جا واسه دیدن اینجور چیزا هنده
راننده: چرا یکی میره امام رضا شفا میگیره اون یکی نمی گیره؟ افراطی ها میگ واسه اینه که...؛
.
سر باغ فردوس
.
...راننده: ... یکی از درخت مقدس شفا می خواد، اون یکی از
.
پمپ بنزین
.
راننده: اما به نظر من همه خلیفه الله هستن، همه! هم بوش، هم من، هم تو، هم همه آدما! فقط کافیه که چشماشون رو باز کنن و خود خواه نباشن. کافیه که انگیزه اشون مردم باشه تا برسن به ...؛
.
تجریش
.
مسافر: ببخشید، میتونم باهاتون دست بدم؟

سه‌شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۵

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

.
.
خسروا پیرانه سر حافظ جوانی می کند
بر امید عفو جان بخش گنه فرسای تو

سه‌شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۵

نی زن

!صد طعنه به مرهم زن ...

چهارشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۵

such a lovely place

!سلام
حقیقت اش با شرایط فکری که دارم اصلا به خودم اجازه نمیدم که حرفای گنده تر از دهنم بزنم و به آقای احمدی نژاد پیغام بدم و ازش بپرسم و توضیح بخوام و رهنمود ارائه بدم. حقیقت اش حرف های سیاست مدارها، هر چقدر هم بزرگ باشن (لااقل تو مملکت ما) حداکثر بردی به اندازه دوران حکومت اشون داره و بعد از اون، خود به خود بایگانی میشن و بعدش ما می مونیم و حوضمون
اهل فرهنگ اما حسابشون فرق داره و چون دوره مسئولیت اشون تعریف زمانی نداره ، اگه چشماشون باز باشه و زبان و قلم شون به کار، اون وقته که حرفاشون می مونه و تا سالها بعد از خودشون، صداشون هست و دور و بر این صدا، عربده و بد مستی و گاهی وقتا زمزمه ای از بحث و گفت و گو هم به گوش می خوره
بدبختی هم از همینجا شروع میشه که تو این مملکت هر تصمیم سیاسی به اسم دین گرفته میشه ؛ هر کار درستی به نام فلان مدیرکل تموم میشه و هر جا که خرابکاری میشه: دین ما دین کاملی است و برای همه چیز برنامه دارد
... سیاست مداران لباس اهل فرهنگ را می پوشند و اهل فرهنگ
و فرهنگ ما ای کاش که آئینی بود تماما این جهانی و هیچ چیز از عالم بالا در آن نبود، که در آن صورت سیاست پیشگان تنها به جرم تخریب این دنیای مردمان به محکمه خوانده می شدند و آئین انبیا و آل ا... میان خرد جمع سالم می ماند و لااقل چیزی به موزه های انسان شناسی می رسید
.
.
.
آقا شرمنده! همه اش تقصیر این ایمان شد که کرم انداخت و نتیجه اش همین خزعبلاتی شد که می بینین
...بگذریم که

حریم حضرت حافظ، همان سرای بقاست

باز هم زد. اینبار خیلی محکم تر از دفعه های قبل، اینبار هم طوری زد که اصلا مطمئن نیستم از اینکه آخرین ضربه اس یا که چی؟
... این بار هم
.
.
.
" کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی"
"بیا که بی تو بجان آمدم ز غمناکی"
.
.
بار ها گفته ام و بار دگر می گویم /که من دلشده این ره نه به خود می پویم
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/ آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم